عشق دانه
گرهمسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
انتظار
پشت این پنجره ها
همه شب منتظرم
رد پایی هم نیست
بلکه آرام گیرم
پس تو کی می آیی؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر ۱۳۸۶ ساعت 12:47 توسط منتظر |
ای شمع آهسته بسوز که که شب دراز است
ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
پیوندها
خلوت گزیده
BLOGFA.COM